چهارگاه ... ماهور ...

 

کنسرت گروه مستان را نگاه میکنیم.

- چقدر این تصنیف قشنگه

- چون چهارگاهه

- از کجا  میفهمیدم ؟

- فکر کن که اگر این تصنیفو الان قطع کنی میتونی پشت سرش رنگ عروسی رو با خودت زمزمه کنی .درسته ؟ (زیر لب چیزایی زمزمه میکند)

- آره ! مرغ سحر کدوم بود ؟

- ماهور عزیزم.

بی اختیار اشکهایم سرازیر میشود. دلم برای سازم چقدر تنگ شده و برای شما. که چطور به من یاد دادی بفهمم هر قطعه ای در چه دستگاهی اجرا شده. چقدر چقدر چقدر دلم تنگ است ! 

*******

این مطلب را پدرم در جواب این پست برایم نوشت. هی یادم میرود لینکش را بگذارم.هر چند که سیاوش در کامنتها نوشته بود : اینجا

محرم

 

هر که شد محرم دل در حرم یار بماند ...