قصه استرالیا
بعدش انتظار ... آزمایشهای پزشکیمونو انجام دادیم و گواهی عدم سوء پیشینمونو فرستادیم و باز انتظار... در این بین این موقعیت برامون پیش اومد و برای یک زندگیه موقت به جای دیگری بیایم و بالاخره ۳ روز پیش در حالی که اصلا انتظارشو نداشتیم ویزامون اومد !
هر دومون خیلی هیجان زده و خوشحال بودیم ! باورمون نمیشد. آخه هنوز نوبتمون نبود ! بارها نامه رو خوندیم. جیغ زدیم و بالا و پایین پریدیم ! به دوستان و اقوام زنگ زدیم (که به جز دو سه نفر بقیه هیچ هیجانی از خودشون نشون ندادن !) وقتی هیجان و ذوقمون یه کوچولو کمتر شد کم کم دلشوره گرفتیم ! از اینکه چقدر کار داریم و باز داریم به یه جای جدید میریم و هزارتا فکر دیگه !
ولی خوشحالیم ! چون به نتیجه ای که میخواستیم رسیدیم ! بدون اینکه وکیل بگیریم ! و من واقعا از دوست عزیزم نیما تشکر میکنم که صادقانه توی این راه کمکمون کرد و بدون اون نمیدونم چی میشد و همینطور داداشیه عزیزم که همیشه منو برای انجام اینکار تشویق کرد و کمکم کرد و خیلی های دیگه که باعث شدن ما به جایی که میخواستیم برسیم !
ما تا چند ماه دیگه به یه جای دیگه میریم ! محیط جدید ، آدمای جدید ، خونه جدید ، طبیعت جدید و خیلی چیرای دیگه ! خیلی هیجان داره نه ؟
************************************
توضیحات تکمیلی : اونهایی بیشتر هیجان نشون دادن که خودشون هم یا در پروسه مهاجرت بودن یا دور از ایران بودن ! بقیه هم که کمتر هیجان زده شدن رو هم کاملا درک میکنم . چون میفهمم که از دور شدنمون ناراحت میشن ! من خودمم نمیفهمم که باید خوشحال باشم یا ناراحت !