تبليغاتX
من و جایی دیگر ...
 

کنسرت گروه مستان را نگاه میکنیم.

- چقدر این تصنیف قشنگه

- چون چهارگاهه

- از کجا  میفهمیدم ؟

- فکر کن که اگر این تصنیفو الان قطع کنی میتونی پشت سرش رنگ عروسی رو با خودت زمزمه کنی .درسته ؟ (زیر لب چیزایی زمزمه میکند)

- آره ! مرغ سحر کدوم بود ؟

- ماهور عزیزم.

بی اختیار اشکهایم سرازیر میشود. دلم برای سازم چقدر تنگ شده و برای شما. که چطور به من یاد دادی بفهمم هر قطعه ای در چه دستگاهی اجرا شده. چقدر چقدر چقدر دلم تنگ است ! 

*******

این مطلب را پدرم در جواب این پست برایم نوشت. هی یادم میرود لینکش را بگذارم.هر چند که سیاوش در کامنتها نوشته بود : اینجا

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/06/15ساعت 12:11  توسط نازلی  | 

 

هر که شد محرم دل در حرم یار بماند ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/06/04ساعت 23:43  توسط نازلی  |