تبليغاتX
من و جایی دیگر ...
 

ما دیروز رفتیم و همچون چلوکبابی بعد از حدود ۶ ماه خوردیم که تا امروز نتونستیم تکون بخوریم !جای همه خالی خیلی چسبید. گفتم اینو داشته باشین تا بنویسم !

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/11/14ساعت 20:0  توسط نازلی  | 

 

برای خداحافظی آمده بودم. سوار ماشینت کردم و بغلت کردم. پرسیدی : زود برمیگردی ؟ میدانستم که دیگر نمیبینمت. دروغ گفتم . که : زود برمیگردم عزیز ! ولی میدانستم...

زود نیامدم. نیامدم. صبر نکردی ...

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/11/07ساعت 9:12  توسط نازلی  |